پس از بانک آینده، نوبت ایرانزمین است؟ | ورود بازرسی کل کشور به پرونده بانکهای ناتراز

رویداد۲۴ | امیرحسین جعفری- شرایط پرخطر بانک ایران زمین تبدیل به یکی از بزرگترین بحرانهای نظام بانکی ایران شده است. در حالی که بانکهای خصوصی دیگر در حال رقابت برای جذب سپرده و اعطای تسهیلات هستند، بانک ایران زمین درگیر ماجرای دیگری است. بررسی آخرین اطلاعیههای این بانک در سامانه کدال، نشاندهنده وضعیتی است که از بحران مالی فراتر رفته و به اخلال در نظام مالی تبدیل شده است.
بانک ایران زمین دقیقاً درگیر چه مشکلاتی است؟
در حالی که نظام بانکی ایران در تلاش است تا با استانداردهای سختگیرانه بانک مرکزی، ترازنامههای خود را اصلاح کند، گزارشهای اخیر مربوط به بانک ایرانزمین و بازوی ارزی آن، پرده از حقیقتی تکاندهنده برمیدارد: بحران نقدینگی مزمن و سقوط انضباط مالی از اهم چالشهای این بانک است. بررسی آخرین یافتههای حسابرسی این نهاد، سند متناقضی است که نشان میدهد این بانک چگونه در تلهی ناترازی گیر افتاده و اکنون در وضعیت سخت قرار دارد.
در چند وقت اخیر نیز نهادهای نظارتی از جمله بازرسی کل کشور نیز بر عملکرد این بانک حساس شده و شرایط آن را اینگونه توصیف کردهاند: «در بررسی به عمل آمده توسط بازرسان این سازمان در خصوص عملکرد بانک ایران زمین تخلفات و نارسایی در حوزه پولی، مالی و مدیریتی احراز گردیده است.» نامهای که در آن حسب مستندات موجود تاکید مستقیم به عدم رعایت ضوابط و مقررات در اعطایی تسهیلات، ناترازی در ترازنامه، کسری نقدینگی، عدم مدیریت موثر جریان وجوه نقد و همچنین عدم کفایت سرمایه در نزد بانک مرکزی اشاره دارد.
تجمیع چنین شرایطی در یک بانک نشان میدهد که دیگر راه گریز و یا راه نجاتی برای آن مجموعه باقی نمانده است. مسأله اینجاست که جلوی ضرر هرکجا گرفته شود، منفعت است. برای اینکه این بانک ورشکست نشود و باعث هجوم مردم برای برداشت سپردهها نشود، بانک مرکزی مجبور است با مکانیسمهای پنهان یا استقراضهای اضطراری، نقدینگی آن را تأمین کند. این یعنی چاپ پول برای پوشاندن گپهای یک بانک خاص، که مستقیماً منجر به تورم در کل جامعه میشود. هرچند بانک ایران زمین در مقابل این ادعا مدعی است که در سال مالی ۱۴۰۴ سود و زیان این مجموعه بهبود ۶۸ درصدی داشته، اما این به معنای سودده شدن بانک نیست.
ریشه ناترازی بانک ایران زمین چیست؟
بیشتر بخوانید:
رؤیای آینده چگونه به کابوس بدل شد؟ | میراث پرهزینه علی انصاری، معمار امپراتوری مالی که فروریخت
درواقع انباشت اشکالات بانک ریشه در عملکرد گذشته آن دارد. اگر سری به اخبار قدیمی این بانک بزنیم در سال ۱۴۰۳ نیز اخباری در این رابطه وجود دارد. بررسی صورتهای مالی بانک ایران زمین حاکی از آن بود که در سال ۱۴۰۱ این بانک به طور خالص ۱۲ هزار و ۸۶۷ هزار میلیارد تومان زیان انباشته داشته که این رقم پس از استقرار تیم مدیریتی جدید در بانک، در پایان سال ۱۴۰۲ به ۱۶ هزار و ۸۹۸ میلیارد تومان رسید.
در یکی از گزارشهای حسابرسی شرکت خدمات ارزی و صرافی ایران زمین، اشاره صریحی به وجود «ضعفهای با اهمیت در کنترلهای داخلی» شده است. در ادبیات حسابرسی، وقتی عبارت «ضعف با اهمیت» به کار میرود، یعنی سیستمهای نظارتی بانک از کار افتادهاند. این وضعیت در یک بانک، به معنای آن است که مدیریت هیچ تضمینی برای صحت دادهها ندارد و ریسک تسهیلات مشکوکالوصول و تخصیصهای غیرقانونی به حداکثر رسیده است. وقتی کنترل داخلی فلج باشد، عدم کفایت سرمایه ک نتیجه اجتنابناپذیر است. بانک ایرانزمین در حال حاضر با ترازنامهای دست و پنجه نرم میکند که نه تنها نمیتواند ریسکهای جدید را بپذیرد، بلکه توان پرداخت تعهدات جاری خود را نیز احتمالاً از دست داده است.
ماجرای عدم پرداخت سود سهام بانک ایران زمین چیست؟
در دنیای بورس و بانکداری، وقتی شرکتی به سوددهی میرسد، بخشی از آن سود را بین سهامدارانش تقسیم میکند. اما وقتی میگوییم یک بانک سود سهامدارانش را پرداخت نمیکند، به این معناست که خزانه بانک دچار فقدان نقدینگی است. بانک ایران زمین ممکن است روی کاغذ سود کرده باشد یا داراییهایی (مثل ساختمان و املاک) داشته باشد، اما پول نقد کافی برای پرداخت به سهامداران را ندارد. در واقع، تمام پول نقدی که دارد را صرف امورات اضطراری میکند و چیزی برای سهامداران باقی نمیماند. پرداخت نشدن سود سهام نشان دهنده این است که بانک در حال درگیری شدید با ناترازی است.
ناترازی در ایرانزمین تنها به عدم پرداخت سود ختم نمیشود، بلکه منجر به اخلال در نظام اعتباری شده است. طبق استانداردهای بانک مرکزی، بانکی که کفایت سرمایه آن پایین باشد، اجازه اعطای تسهیلات جدید را ندارد یا با محدودیتهای شدید روبهرو میشود. ایرانزمین اکنون در وضعیتی است که ترازنامه آن توسط داراییهای غیرنقد و مطالبات سختوصول اشباع شده است. وقتی سرمایه در گردش نباشد و نقدینگی در دسترس نباشد، اعطای وام متوقف میشود. اگرچه اطلاعات مربوط به عملکرد این مجموعه در کدال نیز ناقص است و باید شفافیت بیشتری نسبت به فعالیت آن صورت بگیرد.
بدهیهای پنهان (شیمی درسلف و سازمان امور مالیاتی)
گزارش حسابرسی شرکت خدمات ارزی و صرافی ایران زمین به پروندههای حقوقی پیچیدهای اشاره میکند که لایههای پنهان ریسک این بانک را نشان میدهد. درگیر شدن در دعاوای حقوقی با شرکتهایی نظیر «شیمی درسلف» و بدهیهای کلان مالیاتی مربوط به سالهای گذشته (۱۳۹۹)، نشاندهنده یک مدیریت ریسک شکستخورده است. این بدهیهای مالیاتی و دعاوی حقوقی، در واقع بدهیهای احتمالی هستند که در صورت محکومیت، ضربه نهایی را به کفایت سرمایه بانک وارد میکنند. این یعنی ترازنامه ایرانزمین نه تنها متراز نیست، بلکه زیر فشار بدهیهای پنهان درگیر بحران است.
چه باید کرد؟
این بانک برای بقا و پرداخت سپردهها، مجبور است به استقراضهای پنهان یا فشار بر بازار پول روی بیاورد. ناترازی در ایرانزمین باعث میشود که بانک مرکزی مجبور شود برای جلوگیری از سقوط اعتبار این بانک، مداخلاتی کند که در نهایت منجر به چاپ پول و افزایش تورم در کل اقتصاد میشود.
به عبارت سادهتر، ناترازی ایرانزمین، هزینه زندگی هر شهروند ایرانی را بالا میبرد. ایرانزمین اکنون در نقطهای قرار دارد که دیگر با تغییر مدیریت یا اصلاحات جزئی نجات نمییابد. این بانک نیازمند یک جراحی عمیق یا ادغام اجباری است. هرچند پرونده بانک آینده هنوز روی دست بانک مرکزی مانده و بانک ملی نیز نگران است که چگونه باید این مسأله را درون خود حل کند تا به سرنوشت بانک سپه در ادغام مؤسسات مالی دچار نشود.


